تبليغاتX
شهرسازان85 - بافتهاي فرسوده

شهرسازان85

در ابتدا به تعريف و شاخصهاي شناسايي بافتهاي فرسوده و آسيب پذير می پردازیم

 

انواع بافت

بافت كهنه، فرسوده و نابسامان شهري كه درهسته مركزي يا لايه هاي مياني شهرها واقعند ونيازمند دخالت وساماندهي هستند به لحاظ ويژگيهاي فضايي، كالبدي وارزشي، همسان نبوده و تعاريف زير آنها را ازهم متمايز مي كند:

¨ بافت تاريخي:

¨ بافت قديم:

¨ بافت فرسوده:

¨ بافت پيراموني يا بافتهاي با اسكان غير رسمي:

بافتهاي تاريخي

ابنيه و فضايي كه قبل از1300 هجري شمسي شكل گرفته و به ثبت آثارملي رسيده يا قابليت ثبت شدن را دارا مي باشند (مانند مجموعه ميدان نقش جهان و پيرامون آن) تماماً واجد ارزش فرهنگي تاريخي هستند.

درمورد اينگونه بافتها، ضوابط و مقررات سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري ملاك عمل خواهد بود.

بافت قديم

آن بخش از بافتهاي شهري را شامل مي شود كه قبل از1300 شكل گرفته ولكين به دليل فرسودگي كالبدي و فقدان استانداردهاي ايمني، استحكام وخدمات و زيرساختهاي شهري عليرغم برخورداري از ارزشهاي هويتي از منزلت مكاني و سكونتي پايين برخوردارند. مداخله دراينگونه بافتها يا ساير بافتهاي شهري متفاوت بوده و اقدامات از نوع بهسازي، روانبخشي و نوسازي خواهد بود كه در قالب طرحهاي ويژه به اجرا درخواهند آمد.

(تعاريف مندرج در موارد 6و7 اساسنامه شركت مادر تخصصي عمران و بهسازي شهري- مصوب هيأت وزيران)

بافت فرسوده

بافت فرسوده شهري به عرصه هايي از محدوده قانوني شهرها اطلاق مي شود كه به دليل فرسودگي كالبدي، عدم برخورداري مناسب از دسترسي سواره، تاسيسات، خدمات و زير ساختهاي شهري آسيب پذير بوده و از ارزش مكاني، محيطي واقتصادي نازلي برخوردارند. اين بافتها به دليل فقر ساكنين ومالكين آنها امكان نوسازي خودبخودي را نداشته و نيز سرمايه گذراران انگيزه‌اي جهت سرمايه گذاري در آن را ندارند، معيارهاي اساسي شناسايي و تشخيص اينگونه بافتها در ادامه ارائه مي گردد.

وپژگي عمومي بافتهاي فرسوده

الف) عمر ابنيه:

ساختمانهاي موجود دراين گونه بافتها عمدتاً‌ قديمي مي باشد يا فاقد رعايت استانداردهاي بودن آنها از ظاهر ساختمان قابل تشخيص است. ابنيه اين بافتها عمدتاً تال مقاومت درمقابل زلزله اي با شدت متوسط را ندارد.

ب) دانه بندي و تعداد طبقات:

ابنيه مسكوني واقع دراينگونه بافتها عمدتاُ ريز دانه بوده واكثر آنها يك يا دو طبقه هستنتد.

ج) نوع مصالح:

مصالح بكار رفته در اينگونه بافتها عمدتاً از انواع خشتي، و آجر و چوب و يا آجر وآهن بدون رعايت اتصالات افقي و عمودي و فاقد

د) وضعيت دسترسي ها:

بافتهاي فرسوده كه عمدتاً بدون طرح قبلي ايجاد شده اند عمدتاً از ساختاري نامنظم برخوردارند و دسترسي هاي موجود درآنها عمدتاً پياده مي باشد به گونه اي كه اكثر معابر آن بن بست يا با

عرض كمتر از 6 متر بوده و ضريب نقوذناپذيري در آنها كمتر از 30/. است. مساحت عرصه ابنيه واقع شده دراين بافتها عمدتاً كمتر از 200 متر مربع مي باشد.

ه) وضعيت خدمات و زير ساختهاي شهري.

بافتهاي فرسوده به لحاظ برخورداري از خدمات،زير ساختها و فضاهاي باز، سبز و عمومي دچار كمبودهاي جدي‌اند.

و) شاخهاي كيفي.

مسأله جعيت پذيري بافتها، حريم گسلها، مسير قناتها و رود دره ها و بافتهاي روستايي درون شهري و … از ديگر مسائلي هستند كه در تعيين بافتهاي فرسوده مؤثر مي باشند.

شاخصهاي شناسايي بافتهاي فرسوده و آسيب پذير

بافتهاي آسيب پذير بر اساس بلوك آسيب پذير تعريف شده و بلوك آسيب پذير بلوكي است كه حداقل يكي از شرايط سه گانه زير را داشته باشد.

الف) بلوكي كه داراي حداقل 50 درصد بناهاي فرسوده نامناسب به لحاظ زيستي و سكونتي يا آسيب پذير باشد، بناهاي فرسوده يا آسيب پذير حداقل يكي از شرايط دوگانه زير را بايد داشته باشد.

1- بنايي كه فاقد سيستم سازه اي باشد(سازه بتوني، فولادي يا شناژهاي تحتاني، قائم و فوقاني) به تشخيص كارشناس رسمي ساختمان

2- بنايي كه دراجراي آن مفاد آيين نامه 2800 رعايت نشده باشد يا قابليت انطباق يا آيين نامه مذكور را نداشته باشد.

ب) بلوكي كه حداقل 50 درصد املاك آن مساحتي كمتر از دويست متر مربع را داشته باشد.

ج) بلوكي كه حداقل 50 درصد عرض معابر آن (قبل از اصلاحي) بن بست و يا با عرض كمتر از 6 متر باشد يا ضريب نفوذناپذيري آن كمتر از 30/0 باشد.

تبصره: بلوك شهري عبارت از محدوده اي كه محصور به معابر حداقل 8 متر مي باشد.

بافت پيراموني يا بافتهاي با اسكان غيررسمي

بافتهاي هستند كه عمدتاً مهاجرين روستايي وتهيدستان شهري رادر خود جاي داده اند و بدون مجوز وخارج از برنامه ريزي رسمي و قانوني توسعه شهري(طرحهاي جامع و تفصيلي) در درون يا خارج از محدوده قانوني شهرها به وجود آمده است. عمدتاً فاقد سند مالكيت هستند و از نظر ويژگيهاي كالبدي و برخورداري از خدمات و زيرساختهاي شهري مشابه بافتهاي فرسوده شديداً دچار كمبود هستند

منبع : وزارت کشور جمهوري اسلامي ايران

 

در نگاه اول بافت فرسوده چيست؟

آنچه الان به‌عنوان يك تعريف جامع هست و رويكرد كالبدي دارد و بافت فرسوده را تقريبا دقيق تعريف مي‌كند3 مشخصه دارد؛  به عبارتي از اين منظر بافت فرسوده داراي 3 ويژگي ‌است. ريزدانگي، نفوذناپذيري و ناپايداري3ويژگي مهم بافت فرسوده شهرهاي ماست.
در واقع اگر اين 3 مشخصه در يك بلوك شهري وجود داشته باشد، حتي در مقياس
50 درصد، آن منطقه بافت فرسوده قلمداد مي‌شود. در واقع  بخشي از شهر كه بيش از
50 درصد آن ناپايدار و عرض معابر آن كمتر از 6 متر و املاك آن عرصه‌اي كمتر از 200 متر داشته باشد، آن قسمت از شهر بافت فرسوده است. اين تعريف شوراي‌عالي معماري و شهرسازي از بافت فرسوده است.

در تهران با توجه به اين ويژگي 3 هزار و 268 هكتار از مساحت اين شهر را بافت فرسوده تشكيل مي‌دهد؛ يعني در حدود 5 درصد كل مساحت شهر.

اين تعريف البته تعريفي علمي است، اما به لحاظ كارشناسي ما معتقديم كه بافت فرسوده علاوه بر اين شاخص‌ها، به لحاظ اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي نيز دچار مشكل است. در واقع بافت فرسوده از چرخه اقتصادي شهر خارج شده ‌است و اقدامات نوسازي در آن انجام نمي‌شود و در نتيجه سرمايه‌ها از آن خارج مي‌شود." عباس ثابتي‌راد"

 

 

3رويكرد به بافت فرسوده

هم‌اكنون 49 هزار هكتار بافت فرسوده در 201 شهر كشور شناسايي شده كه 3 هزار و 260 هكتار آن متعلق به تهران است.

اگر بپذيريم كه براي بهسازي و نوسازي هر هكتار بافت فرسوده در شهرهاي ايران حدود 80 ميليارد ريال سرمايه‌گذاري جديد مورد نياز است، بودجه‌اي معادل  3برابر بودجه فعلي كشور براي بهسازي بافت‌هاي فرسوده مورد نياز است. از اين‌رو توجه به بافت‌هاي فرسوده بارها از سوي صاحب‌نظران تاكيد شده و بحث‌هاي بسياري پيرامون آن شكل گرفته‌است. 3 ديدگاه عمده در اين باره از نظر مي‌گذرد.

به‌دنبال حلقه گمشده

شهر قديم با خاطرات سرشار نسل‌هايي كه هريك دنياي كودكانه خود را در كوچه باغ‌هاي تودرتوي محلات آن رها كرده‌اند، امروز در حاشيه نوگرايي‌هاي درهم و برهم شهري به «فرسودگي» خوانده مي‌شود.

شهر مجموعه‌اي از عوامل زنده‌ و پوياست و مخلوق روح خلاق ساكنان آن است.  شهر در طول زمان قد مي‌كشد، رشد مي‌كند، عاقل مي‌شود و در كنش متقابل با شهروندان قرار مي‌گيرد. از اين روست كه ريشه‌هاي كهنگي و فرسودگي و كاهلي شهر را بايد در انديشه‌ و انگاره‌هاي سكونتي آن جست‌وجو كرد. در بافت‌هايي كه امروز به فرسودگي خوانده مي‌شود، همسايه در سايه خانه خود نيز شريك همسايه است.

در بافت‌هايي كه امروز به فرسودگي خوانده مي‌شود، پدربزرگ‌ها و ريش سفيدان بر پير نشين‌هاي مسجد و حسينيه محله پاتوق مي‌كنند و جوانان در فراغت‌هاي عصرانه، هواي سر گذر را مي‌پايند.

در بافت‌هايي كه امروزه به فرسودگي مي‌خوانند، خانواده به يمن سايه بزرگترها، قوام و حرمت دارد و ته مانده‌اي از حيا و غيرت همچنان برجاست تا صداي شوهر بر همسرش بلند نشود و متاركه، واژه غريبي انگاشته مي‌شود. احوالپرسي، نقل پاتوق‌هاي محله است و اهالي كمتر پيش مي‌آيد كه در دعاي صبح و ظهر و مغرب، جز سلامتي و آبرومندي در طلب و حسرت چيز ديگري باشند.

در بافت‌هايي كه امروز به فرسودگي خوانده مي‌شود....
عطف به مصوبه شوراي‌عالي شهرسازي 3 معيار ناپايداري و غيرمقاوم بودن حداقل 50 درصد بنا، نفوذناپذيري بلوكي از بافت‌ با حداقل 50 درصد عرض معابر كمتر از 6 متر و ريزدانگي بلوكي از بافت با حداقل 50 درصد قطعات با مساحت كمتر از 200 متر مربع، براي اطلاق فرسودگي به بافت‌هاي شهري تدوين شده‌است

" همشهری"

 

رابطه ی بافت فرسوده و موضوع مهندسی و جامعه شناختی

 از نظر مهندسی بافت های فرسوده بافت هایی هستند که دارایسازه‌هايي هستن با استحكام ناكافي كه مي‌بايست ويران‌شان كرد و به جاي آنها سازه‌هاي محكم‌تر ساخت. اما از نظر جامعه شناختی اين سازه‌ها براي انسان ساخته شده‌اند، روابط اجتماعي مابين اين سازه‌ها در دانش بشري مولفه‌هايي بسيار پيچيده‌تر از مقايسه قطر ميلگرد در سازه‌هاي قبلي و بعدي است؛ روابطي كه دستكاري  و دوباره‌سازي  آن، نه با ابزارهاي در دسترس مديريت شهري ممكن است و نه اساسا در كوتاه‌مدت ميسر خواهد بود. نكته اين است كه اگرچه در اين با‌فت‌ها سازه‌ها و ساختمان‌ها فرسوده هستند، اما روابط انساني قطعا بسيار مستحكم، پايدار و ديرپاست. به واقع، هرچه در بافت‌هاي جديد شهر رابطه دروني جامعه انساني خام، ناپايدار و از هم گسسته است، در بافت‌هاي قديمي وضعيت برعكس بوده و با جلوه‌هايي در هم تنيده‌تر و هم افزاتر از تعاملات انساني روبه‌رو مي‌شويم. اما چنان‌كه افتد و داني، شهر در دست مهندسان سيويل است؛ مرداني با ذهني آكنده از بتون و ميلگرد و نبشي و سيمان.  

  "ناصر کرمی"

 

راه کارهایی برای نوسازی بافت های فرسوده كه برخي از مهندسین به آن پرداختن

 

_ طی سالیان گذشته ،دولت راهکارهای مختلفی رادرجهت احیا ، و بازسازی بافتهای فرسوده شهری تجربه کرده است، اما حجم عظیمی از بافتهای فرسوده موجود ونیمه کاره ماندن و طولانی شدن اجرای بسیاری از این پروژه ها نشان از ناکافی بودن این مدل ها دارد ؛ درواقع مشکل اصلی پیش روی پروژه ها تامین منابع مالی هنگفتی است که برای احیای این گونه بافتها مورد نیاز است .

احیا ، نوسازی و بهسازی بافتهای فرسوده اتفاق نمی افتد مگر اینکه این مسئله توسط مردم (نوسازی مشارکتی) و باتوجیه کامل آنان صورت پذیرد و تا زمانی که دراحیای بافتهای فرسوده ، منافع ساکنان در نظر گرفته نشود نمی توان به احیای سریع بافتهای فرسوده امید داشت . و برای اینکه این اتفاق بیفتد باید دولت و نهاد های عمومی (اعم از شهرداری ها و...) اعتماد مردم را بدست بیاورند . علاوه بر رضایت ساکنان باید اجرای اصول شهرسازی ، معماری واقتصادی شهری با توجه به قابلیت سنجی ویژه همان منطقه صورت گیرد و با دیدی همه جانبه ، نسبت به احیای بافت اقدام شود .برای دستیابی به این هدف باید بسترها و زیر ساختها ی لازم برای طرح فراهم شود .

بافت های فرسوده محدوده های آسیب پذیر شهر در برابر مخاطرات طبیعی (به ویژه زلزله) به شمار می آیند که نیازمند برنامه ریزی و مداخله هماهنگ برای سامان یابی هستند .

مشخصه این بافتها ، ناپایداری و مجموعه ای از نارسایی های کالبدی ، عملکردی ، حرکتی ، زیست محیطی ، اجتماعی ، اقتصادی و مدیریتی است .

از جمله مزایای بهسازی و نوسازی بافتهای شهری ، حفظ و صیانت ازسرمایه و منابع انسانی و کاهش صدمات و تلفات ناشی از زلزله است که با هیچ معیاری قابل ارزش گذاری نیست در کنار آن بهینه سازی استفاده از زمین با ارتقای شاخص نفر درهکتار و کاهش اراضی بایر و رها شده دردرون شهرها به استفاده از ظرفیت بالای جمعیت پذیری مناطق یادشده منجر خواهد شد .

میانگین تراکم نفر در هکتار شهرهای ایران به مراتب و به میزان قابل توجهی از میانگین بسیاری از شهرهای عمده سایر کشورها این معضل مداخله مستقیم در احیای بافت های فرسوده است .

کاهش هزینه های اسکان سرریزجمعیت ، کاهش هزینه های نگهداری شهرها کاهش هزینه های امنیتی و انتظامی شهرها ، کاهش هزینه های رفت و آمد خانوارها و کاهش مصرف انرژی و آلودگی هوا از دیگرمزایای اجرای این سیاست است .

حفظ محیط زیست و منابع طبیعی در حاشیه شهرهای بزرگ و در نهایت تخصیص بهینه منابع ملی (باجلوگیری از ، آسیب باغ ها و اراضی کشاورزی و نظایر آن ) از جمله نتایجی است که از احیا و نوسازی بافت های فرسوده شهری حاصل خواهد شد .

علیرغم تمام این مطالب و باتاکید بر این نکته که نگارنده عمیقاً اعتقاد به احیا اصولی بافتهای فرسوده خصوصاً درشهر های بزرگ دارد . کتمان این واقعیت نیز بی فایده است که اجرای این چنین طرح هایی ، دغدغه ها ، دل نگرانی ها و بلکه انتقاد های متعددی را در عوام به نوعی و در خواص به نوعی دیگر برانگیخته است .

بیرون کردن ساکنین قدیمی بافت که درگذر سالیان انس و الفت ناگسستنی با محیط زندگی خود برقرارکرده اند ، از بین رفتن خاطرات جمعی و فاصله گرفتن از فاصله گرفتن ازفرهنگی اصیل و سنتی درمحدوده طرح ، محو شدن ساختمانها و بناهای قدیمی که هریک حاصل دسترنج نیاکان ما بوده اند ، تضییع حقوق مالکین محدوده طرح و اکثراً بی بهره ماندن آنها از ارزش افزوده ناشی از اجرای طرح بافت  ، تفاوت فاحش کالبدی و عملکردی بین مستحدثات داخل محدوده طرح  با بافت بلافصل آن ، تاثیرگذرای اجرای چنین طرح هایی بررفتار و هنجارهای جامعه که ممکن است مثبت نباشد و بعضاً کم توجهی طراحان و مجریان چنین طرح هایی به بناها و اماکن مقدس نظیر : مساجد حسینیه ها تکایا درمحدوده طرح مصوب ، بخشی از دل مشغولیهایی است که باید همه آنها را به گوش جان شنید و برای هریک ، در بحث احیا و نوسازی بافتهای فرسوده شهری پاسخی فراهم کرد یا راهکاری جست

"مهندس سید مهدی درهمی"

 

_فرسودگي بافت‌هاي شهري امروز به‌عنوان عاملي براي جلوگيري از تحقق روش‌هاي مدرن مديريت شهري در شهرسازي به حساب مي‌آيد.

همين امر هم منجر به عدم‌پيشرفت و توسعه شهر شده است. انتخاب مناطق فرسوده شهري براي اسكان مهاجران و قشر كم‌درآمد شهر نشان از افزايش روزافزون مشكلات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دارد كه خود تهديدي بزرگ براي شهرهاي مهاجرپذير است.

مناطق فرسوده كه روزگاري بخش مهمي از شهرها را تشكيل مي‌دادند و هويت شهرها به حساب مي‌آمدند اكنون به مناطق ناامني تبديل شده‌اند. در واقع مي‌توان گفت كه هويت شهرها به نوعي دچار مشكل شده است.

در شهرهايي كه در يك فاصله زماني، پديده شهرنشيني مقدم بر شهرسازي مي‌شود و روند رشد و جذب شتابان جمعيت شهرنشين از كنترل خارج مي‌شود، عموما شهرها با مشكلات خاصي روبه‌رو مي‌شوند كه برطرف كردن اين مشكلات، هزينه و زمان زيادي را مي‌طلبد.

از مهم‌ترين پيامدهاي شهرنشيني در كنار عدم‌ايجاد زيرساخت‌هاي مناسب شهري براي ساكنين و مهاجرين شهرها، به وجود آمدن بافت‌هاي نامنظم و فرسوده پيرامون و درون شهر است.

امروزه اين مناطق فراموش شده شهري به‌عنوان عاملي براي جلوگيري از تحقق روش‌هاي مدرن شهرداري در توسعه اقتصادي شهرها به شمار مي‌روند. با افزايش شهرنشيني پديده قطبي شدن نمايان مي‌شود.

پديده قطبي شدن، شهرها را به دو قطب تقسيم مي‌كند: قطب اول شامل جمعيت ساكن در بخش‌هاي شمالي شهر است و ويژگي‌هايي نظير متراژ بالا و تراكم جمعيتي پايين، وجود مشاغل با درآمد بالا، سرانه بالاي خدمات شهري و... هستند و قطب دوم شامل جمعيت ساكن در جنوب شهر با ويژگي‌هاي بالعكس قطب اول هستند. در اين مناطق به‌دليل توان پايين اقتصادي و عدم‌وابستگي ساكنان امكان حفظ حيات و بازسازي ساختمان‌ها وجود ندارد و ميزان مقاومت اين بناها به‌دليل فرسودگي بسيار پايين است و در زمان بروز زلزله عمليات امداد و نجات با وجود تراكم زياد ساختماني و معابر تنگ و باريك به سختي صورت مي‌گيرد.

بافت‌هاي مختلف فرسوده داراي معضلات تقريبا يكسان در شهر هستند، اما راهكارهاي مقابله با اين بافت‌ها بنا به نوع تشكيل‌دهنده، متفاوت است. براي اصلاح بافت‌هاي فرسوده ضروري است كه ابتدا نوع بافت را مشخص كرده سپس راهكار لازم اتخاذ شود.

از جمله مشكلات اقتصادي بافت‌هاي فرسوده شهري مي‌توان به وضعيت نامطلوب اشتغال و درآمد و در نتيجه كم‌بضاعتي مالي و اقتصادي ساكنان، موقعيت و ارزش اقتصادي زمين، تغيير الگوي مصرف، سرمايه‌گذاري نامتعادل در امور عمراني شهر، ماليات و عوارض شهري و ضعف همكاري نهادها و مؤسسات اقتصادي، فرهنگي در توسعه اقتصادي- اجتماعي بافت قديم اشاره كرد.

براي جلوگيري از راكد شدن اين مناطق بايد تدبير مناسب انديشيد و با تحرك بخشيدن، احيا و بازسازي مناطقي كه پويايي خود را از دست داده‌اند حياتي دوباره بخشيد و مانع از غيرفعال بودن و تحميل هزينه به شهر گشت.

بازسازي بافت‌هاي فرسوده بايد به‌گونه‌اي صورت پذيرد كه اصولي از جمله رعايت اصول معماري و شهرسازي، توانمندسازي ساكنان بافت‌هاي فرسوده جهت مشاركت در بازسازي، جلوگيري از سوداگران زمين و حداكثر بازدهي بازسازي بافت فرسوده، احيا و بازسازي سريع و كامل بافت‌ها، اجراي طرح بازسازي در قالب طرح‌هاي مشخص اجرايي قابل تفكيك و داراي قابليت انعطاف‌پذيري نكات مثبت بازسازي بافت فرسوده از منظر اقتصادي شهري، استفاده بهينه از زمين‌هاي شهري، و كاهش فاصله بين دو قطب موجود در شهر رعايت شود.

"مهندس مجتبي يزداني"

 ـبحث بافت فرسوده و کار سازمان نوسازی قبل از اینکه یک کار فنی و اقتصادی باشد کاملا یک کار اجتماعی است و ما نباید به این بخش که با روح و روان شهروندان سروکار دارد بی‌توجهی کنیم.

نوسازی یک کار اجتماعی و میدانی است و باید به صورت چهره به چهره پیش رود مخصوصا از سوی هیات‌های عاملی که در مناطق تشکیل شدند و خود مناطق، نواحی و محلات و در همه ابعاد. در بخشی از کار هم باید فرهنگ سازی، اعتماد‌سازی ، آموزش به مردم و بالا بردن سطح آگاهی آنان انجام شود که این با پشت میز نشستن انجام نمی شود و کار میدانی می‌خواهد.

به گفته شهردار تهران محله‌ای کارش به نتیجه می‌رسد که مدیر آن محله همه اهالی محل را به اسم بشناسد و با روحیات آنان آشنا باشد. مطمئن باشید اگر این اتفاق بیفتد کار بافت فرسوده پیش می‌رود. این مردم به خاطر استضعاف اقتصادی و نداشتن آگاهی لازم نسبت به این کار به این سمت نمی‌آیند.

"قالیباف"

 

+ نوشته شده در  87/06/30ساعت 14:38  توسط یه 85ایی  |